حسین خیلی کم حرف بود اما حرفهای حسابش هیچ وقت جواب نداشت. یکی از رفقای جهادگر حسین میگوید: «با حسین شوخی داشتم. یک بار بعد از خستگی یک کار طولانی به او گفتم با ساختن این ساختمانهای نیمهکاره محرومیت از مملکت زدوده نمیشه. حسین لبخند زد و گفت "ساختمان رو که همه میتوانند بسازند. ما این کار رو میکنیم و این سختیها را میکشیم که آدم بسازیم." از دیگران میخواست برایش دعا کنند که مرگش شهادت باشد. میگفت اگر این طور نباشد همه ما بیچارهایم.هیچ وقت از کار سخت گله نمیکرد.