همسرش می گوید: وقتی در سال 59 صدای مهیبی از فرودگاه مهرآباد به گوش رسید-یعنی همان آغاز جنگ- محمد تفألی به قرآن زد که آیه دوم سوره ملک آمد: «الذی خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا و هوالعزیز الغفور؛ همان که مرگ و زندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدامتان به عمل نیکوتر است، و او شکست ناپذیر آمرزنده است». محمد بسیار در این آیه تفکر کرد و گفت «این آزمایش است و باید رفت». لذا در روزهای اول جنگ با ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران به همراه شهید تندگویان و سایر نیروهای مردمی به جبهه اعزام شد.