استاد قرائتی میفرمودند: در ایام محرم "هندوستان"بودم، خانمی با چند بچه کنار کوچه بودند ، محلهی شیعه ها ، من اردو بلد نبودم
به مترجم گفتم: میخواهم با این خانم"صحبت" کنم. رفتم پیش او و سوال کردم کهچرا اینجا خوابیدید؟ این بچه ها چرا بیرون خانه هستند؟ مگر خانه ندارید؟! گفت چرا ، این خانه ، خانه ماست
گفتم شما که خانه داری! چرا آمدی داخل کوچه خوابیدی؟ گفت آخر "خانه" مان را برای امام حسین علیهالسلام سیاه پوش کردیم ، می خواهم در خانه پایم رو به "سیاه پوش" امام حسین دراز نباشد
والله قسم این اَدَبها در حوزه و دانشگاه نیست. والله قسم! از مغز فطرت می جوشد
حسین جان: ما به جارو زدن خانه تو محتاجیم، تاابد فخر بر این خدمت شاهانه کنیم