1-اول هدفم را از رفتن به جبهه اعلام میکنم تا دنیاپرستان بدانند حرکت این رزمندگان برای چیست؟ همه بدانند هدف من از رفتن به جبهه همان است که مولایم حسین (ع) هنگام حرکت از مدینه بیان کردند و آن این است که من برای اقامهی امربه معروف و نهی از منکر حرکت کردم، من برای حفظ اسلام دست از همه چیز شستم و برای اقامه ی صوم و صلاة حرکت کردم چون دیدم که اسلام را خطری بزرگ تهدید میکند و نیاز به یاری دارد و همینجا به آنهایی که توجهی به جنگ ندارند و نماز هم نمیخوانند و وقتی به آنها میگویی که چرا به جبهه نمیروید زود میگویند مشکلات نمیگذارند و حضور ما پشت جبهه لازم است، میگویم چه مشکلی بالاتر از خطری که امروز اسلام را تهدید میکند شما خوب میدانید که امروز اگر ما در این جنگ شکست بخوریم یعنی اسلام شکست خورده است. ای برادران! آخر ما که دو راه بیشتر نداریم یا پیرو ولایت فقیه هستیم یا مخالف او، اگر پیرو هستید چرا گوش به فرمان او نیستید ( نکند از آنهایی باشید که حسین (ع) فرمود: مردم بندگان دنیا هستند و دین چون آب دهان که بر روی زبانهای آنها جاری است و دین را برای دنیا میخواهند که معیشتهای آنان تأمین شود اما زمانیکه به بلا و مشکلات آزمایش شوند دینداران حقیقی کم هستند.) و این جنگ آزمایش خوبی است که مرد را از نامرد مشخص میکند و نکند از آنهایی باشید که توجه به جنگ نکردند و علی(ع)درباره ی آنها فرمود: مرد نیستند بلکه زنانی هستند شبیه مرد.
2- رهبریت و مرجعیت و نیابت از واسطه ی فیض خداوندی امام عصر(عج) امروز در دستان الهی امام امت است. پس شما را سفارش میکنم که خود را ملزم بدانید به اطاعت قلبی و عملی او.
ولایت این امام بزرگوار که تنها راه سعادت و کمال است که شما را به قرب الهی نزدیک میکند و به یقین انحراف از خط ولایت فقیه طی کردن مسیر هلاکت و ضلالت و بالاخره نابودی است پس دقت کنید که افکار و اعمالتان دقیق و میزان با قول و فعل امام باشد و توجه داشته باشید که گرایشهای نفسانی و غیرالهی را با توجیه به اسلام و ولایت نچسبانید که انحرافتان قطعی