خاطرات همشاگردی شهیدش میگوید: «احسان مثل پدر و مادر بچههای خوابگاه بود. دلسوز همه و بهشدت اهل نظم و انضباط بود. غذا درستکردنش حرف نداشت و وقتی قرار بود برای بچهها غذا درست کند، حتما آن شب چند نفری خودشان را در اتاق ما میهمان ناخوانده میکردند تا از غذایی که او درستکرده بخورند. مسئول شستن ظرفها بود، چون میدانست ما تنبلیم و ظرفها برای صبح میماند. همیشه ظرفها را شب میشست که برای فردا نماند.»