همیشه غسل شهادت می کرد. قبل از شهادتش نیز غسل شهادت کرده بود. در اسفند ماه سال 1360 در تمیز کردن خانه برای عید نوروز به مادرش کمک کرده بود و از او خواسته بود که بگذارد روز آخر سال برای خواندن نماز مغرب و عشاء به مسجد برود. آن نماز، آخرین نماز زینب 15 ساله بود. وقتی از مسجد بر می گشت منافقان او را با چادرش خفه کردند و به شهادت رساندند. خانواده او بعد از دو روز جنازه اش را پیدا کردند. پزشک قانونی اعلام کرده بود که او به خاطر چثه ضعیفش با همان فشار اول به شهادت رسیده است. پیکر او را با پیکر سیصد وشصت شهید عملیات فتح المبین در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپردند. زینب در قسمتی از وصیت نامهاش نوشته است«مادر جان تو که از بدو تولد همیشه پرستار و غم خوار من بودی، حالا که وصیت من را می خوانی خوشحال باش که از امتحان خدا سربلند بیرون آمدی. هرگز در نبود من ناراحت نشو زیرا که من در پیشگاه خدای خود روزی می خورم. چه چیزی از این بهتر که تشنه ای به آب رسد و عاشقی با معشوق