همسر ايشان خاطره اى نقل مى كند: «آن وقتها امام(ره) فرموده بودند دوشنبه ها و پنجشنبه ها روزه بگيرند و ايشان مرتّب اين دو روز را روزه مى گرفتند. زمانى كه دوران نقاهت خود را مى گذراندند با اينكه ضعيف و نحيف شده بودند، يك ماه روزه عقب مانده را - كه به دليل مقارنت ماه مبارك رمضان با ايّام جبهه و عمليّات رمضان بدهكار بودند - پشت سرهم گرفتند. به طورى كه پدرم از ايشان ناراحت شد و گفت: شما در جبهه از بين نرفتيد، ولى اينجا داريد خودتان را از بين مى بريد. روزهاى خدا كه تمام نشده، بالأخره قرض خدا را در فرصت مناسب ترى ادا خواهيد كرد. فرمودند: اين روزهاى زمستان آن قدر بلند و گرم نيست كه روزه گرفتن تأثير منفى بر من بگذارد. جالب اينكه بدون سحرى روزه مى گرفتند. بنده اوّلِ اذان مغرب افطارى آماده مى كردم، امّا ايشان حدود دو سه ساعت از اذان گذشته، افطار مى كردند. مى گفتم: آخر مگر شما روزه نبوديد، چرا اين وقت شب افطارى مى كنيد. مى فرمودند: آيا شما روزها و شبهايى را كه فرزندان امام حسين(عليه السلام) در صحراى كربلا سه شبانه روز تشنه و گرسنه ماندند به ياد نمى آوريد؟ حال به خاطر يكى - دو ساعت ديرتر افطار كردن، آيا اتفّاق خاصى مى افتد؟ انسان اگر ايمانش قوى باشد، هرگز از چنين مسائلى از پا در نمى آيد.»