در عملیات فتح المبین قرار بود برادر یزدانی و یکی از برادران سرباز از ۲ طرف به شکار تانکهای دشمن بروند. ما دلهره زیادی داشتیم، ولی این ۲ نفر با خون سردی جلو میرفتند. یک دفعه پشت سر آن سرباز، گلولهای منفجر شد و کوله پشتی اش آتش گرفت و خودش هم مجروح شد، به همین دلیل نمیتوانست گلولههای آرپی جی را از خودش جدا کند. امکان انفجار هر لحظه تهدیدمان میکرد. خیلیها فرار کردند. ولی برادر یزدانی با خون سردی تمام جلو رفت و گلولهها را از پشت او جدا کرد. ماسورههای سر گلولههای آرپی جی را برداشت و بلافاصله خرج موشک را باز کرد و قبل از اینکه اتفاقی بیفتد، روی آتش خاک ریخت و آن را خاموش کرد. بعد از آن ما جرئت کردیم به مجروح نزدیک شویم و او را از مهلکه بیرون ببریم.