خدایا! مرا اسیر خودپسندی مگردان
مادرم! درود بر تو! درود بر آرمانت که به برادرم به خاطر عملش افتخار کردی که در راه رضای خدا بود. حال فرزندت عازم سفر است. مقصد لقاءا... است. پیش از پیوستن به لقاءا...، صدمه زدن به دشمن و فتح کربلا و قدس عزیز و پیروزشدن است. اگر خداوند خواست و به خیل شهیدان کربلا پیوستم، مطمئن هستم که تو چگونه هستی و از تو هیچ ناراحتی ندارم. برای برادرانم به ویژه برادر کوچکم از من بگو تا او نیز ادامه دهنده راه شهیدان باشد. به خواهرم در مسئله حجاب و حفظ اصالت اسلامی تأکید میکنم.
پروردگارا! مرا توفیق ده تا بتوانم ادامه دهند ه راه شهیدان از صدر اسلام تا کربلا و از کربلای حسین (ع) تا کربلای دفتر حزب جمهوری اسلامی و از دفتر حزب تا کربلاهای ایران و شهیدان جبههها باشم. خدایا! مرا اسیر عجب و خودپسندی مگردان! خدایا! مرا از شر شیطان و نفس حفظ کن که با احسان خود به دیگران منت نگذارم. خدایا! مرا تا هنگامی که عمرم در اطاعت تو میگذرد، عمر ده. هرگاه که عمرم چراگاه شیطان شود، بمیرانم. خدایا! توفیق ده تا با کسی که با من رفتار خوبی نداشته است، از روی اخلاص رفتار کنم و مرا به جایی برسان که برای تو و اسلام بمیرم. به مادرم بگویید که پسر ندارد. به همسرم بگویید که شوهر ندارد. الهی!
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
دیوانه کنی، هردو جهانش بخشی
دیوانه تو، هردو جهان را چه کند؟
الهی! هرکه ترا شناسد، کار او باریک و هرکه تو را نشناسد، راه او تاریک.
تو را شناختن، از تو رستن است و به تو پیوستن، از خود گذشتن است.
الهی! تا با تو آشنا شدم، از خلق جدا شدم.
شهید وقتی که غرق در خون میشود، فریاد برمی آورد «خواهرانم حجاب شما از خون من رنگینتر است»، من اکنون نیز فریاد برمی آورم «خواهرم! حجابت را حفظ کن. تن پوش و لباست را حفظ کن. خواهرم! نگذار پوشش را از تو بگیرند. نگذار به اسم آزادی زن، با تو و دیگر خواهرانم مانند شیء رفتار کنند. این فریاد از اعماق قلبم است».
فرازی از وصیت نامه شهید مفقودالاثر علیرضا ملازاده یزدانی