ساواکي ها اول همسرش مرتضي را به شهادت رسانده بودند و بعد آمده بودند، سراغ فاطمه و منزل آنها را محاصره کرده بودند. فاطمه در مقابل مأموران ساواک مقاومت مي کند و درِ منزل را باز نمي کند. وقتي مأموران با مقاومت شديد او روبرو مي شوند. به طرفش تيراندازي مي کند که در نتيجه فاطمه به پشت بام منزلشان مي رود و داد و فرياد مي کند. در همين حين مأموران ساواک او را به گلوله مي بندند و به شهادت مي رساننا توجه به اين که سن کمي داشت ازروحي? بسيار بالايي بر خوردار بود و با وجود مشکلات فراوان که سر راهش بود هميشه چهره اش خندان و شاداب بود. چون با عشق به خدا کار مي کرد هيچ وقت خسته به نظر نمي رسيد. چهر? معصومش خبر از پاکي و خلوص او مي داد. نسبت به دوستانش خيلي مهربان بود او تا جايي که در توانش بود. هر کاري که از دستش بر مي آمد براي آنها انجام مي داد و در مشکلات ياريشان مي کرد