حاج جواد در سیستان و بلوچستان قبل از خطبههای نماز جمعه سخنرانی میکرد و با اهل سنت آن منطقه خیلی خوش برخورد بود، هیچکس باورش نمیشد حاجی شیعه است با برادران اهل تسنن کاملاً همتراز بود و با آنها نماز میخواند، رفتارش به گونهای بود که مردم آنجا خیلی ایشان را دوست داشتند؛ من نگران بودم که نکند اتفاقی برایشان بیفتند، همیشه میگفت اگر بچههای قاچاقچی بفهمند من هستم هیچ کاری نمیکنند.
حاجی واقعاً وقتی در کارهایش به موفقیت میرسید وضو میگرفت و سجده شکر به جا میآورد، میگفت «خدا رو شکر من یک روز دیگر توانستم برای این مردم کار کنم.»