پسرم عاشق خدمت به مردم بود و خیلی خوشحال بود که میتواند برایشان کاری بکند؛ میگفت هرچه از دستم بر بیاید، باید انجام دهم. کارهای خیر زیادی هم انجام میداد که به من نمیگفت اما من از دعاهایی که در حقش میشد، متوجه میشدم. چندوقت پیش در یکی از مصاحبههایش قول داده بود تا سال آینده کار نیروگاه را تمام کند که شهید شد و ناتمام میماند. انشاءالله آنهایی که با او کار میکردند، راه او را ادامه دهند. کارمندانش امروز در مراسم تشییع میآمدند به ما میگفتند ما یتیم شدیم. میگفتند پسرم بدون هیچ چشمداشتی خیلی خالصانه کار میکرد. اگر مسئولین همه مثل او خالصانه کار میکردند، الان کشور ما بهشت بود.