زین‏ الدین در یک نگاه مهدی زین ‏الدین در هجدهمین روز مهر سال 1338 به دنیا آمده و 25 سال زندگی کرده است. جاهای مختلفی هم بوده؛ در مدرسه که تا کلاس پنجم یا شاگرد اول بود یا دوم، توی کتاب‏فروشی وقتی پاسبان‏ ها آمدند تا پدرش را ببرند، با همسرش در خانه کوچک اجاره ‏ای در اهواز، در خیبر، هور، سوسنگرد و کردستان، در جاده ‏ای که گروهک منافقین کمین زده بودند، همراه برادرش کنار جیپ لندکروز با بدن سوراخ سوراخ و سرانجام گلزار شهدای شهر قم، کنار هم‏رزمان شهیدش و البته برای همیشه در دل مردم. در همه این لحظه‏ ها ـ اگر خوب نگاه کنی ـ آدمی عادی را می‏بینی که سعی می‏کند در هر لحظه بهترین کار را بکند، بهترین تصمیم را بگیرد و بهترین باشد. این سعی مدام و طاقت ‏فرسا بود که این آدم عادی را آدمی کرد شگفت، به شگفتی مهدی زین‏ الدین. توجه مادر مادر شهید زین ‏الدین از زمان بارداری، کودک خود را مورد توجه دقیق قرار داده بود؛ هر غذایی را نمی‏خورد، در هر مهمانی ‏ای شرکت نمی‏کرد، مرتب قرآن تلاوت می‏کرد و ذکر بر لب داشت. پس از آنکه مهدی به دنیا آمد، هرگز بدون وضو به او شیر نداد و همواره در راه تربیت اسلامی کودک، قدم برمی‏داشت. حاصل تربیت دقیق مادر، کودکی بود باهوش، زرنگ و مهربان که مسیر کمال را به سرعت می‏پیمود