السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)....
نوشتم جمعه اما خط زدم آری پریشانم
چه حرفی میزدم وقتی که شک دارم مسلمانم
"بنی آدم اگر اعضای هم باشند انسانند"
من آدم نیستم وقتی که از دردت گریزانم
مرا خواندند شاعر شعر آیینی سرا اما
خودم را قد درباری تو بودن نمیدانم
غزل پشت غزل مانند زخمی که سرش باز است
قلم رقص قلم در دست من که خود نمکدانم
شبیه کودکی که گمشده بین شلوغیها
گریزان از خودم هستم به دنبال تو گریانم
خرابم درد دارم روی ایوان رو به سمت تو
وضو میگیرم این جمعه دعای ندبه میخوانم
نیازی نیست تنبیهم کنی وقتی نمیآیی
خودم کم کم خجالت میکشم از اینکه انسانم
(دعا بفرمایید)
https://eitaa.com/joinchat/1943797967C7cf4bb6c3d