خاطراتی از زبان همسر شهید سید علی سیدی(ناشر الاسلام) خصوصیات اخلاقی :ایشان به صله رحم بسیار توجه می کردند. اگر در جمعی بودند که می بایست در موردی به آنان تذکر میدادند کوتاهی نمی کردند امّا آنچه در این امر حائض اهمیت است این است که سیدعلی تنها یکبار آن موضوع را گوشزد میکردند و میگفتند اگر حالا آن بنده خدا متوجه بدی این عمل نشود بعداً خودش متوجه خواهد شد. در هنگام صله ارحام همه اقوام را فقط و فقط به آموختن دین خدا دعوت میکرد. آنقدر در برآوردن حاجات دیگران کوشا بودند که حدی نداشت.برای اینکار از چیزی ولو جان دریغ نمی کردند. تا وسیله ی باشد برای تبلیغ دین اسلام وشیعیان. توکل: از بارزترین خصوصیت اخلاقی توکل عجیب ایشان به خدا می باشد.ایشان در تمام لحظات زندگی به خدا توکل داشتند و می گفتند خداوند مراقب ماست و مشکلات را حل می کند. هنگامی که حزب بعث عراق ما رادستگیر کردند به جای اینکه ایشان را شهید کنند ما را به لب مرز ایران آورده و فقط ما را تبعید کردند طوریکه زنده بودن سید علی برای خیلی ها تعجب آور بود. آرزوی مرگ: هنگامی که برای تبلیغ به مکان و یا حتی کشورهایی چون لبنان و سوریه می رفتند سخت ترین و بدترین مکان ها را چه از لحاظ آب و هوا و چه دینی و مذهبی را انتخاب می کردند.در این مسیر اگر کسی چیزی به ایشان می گفت،سید در جواب می گفتند:اگر بدانم که خداوند گناهانم را می بخشد در همان لحظه من دیگر آرزویی جز مرگ را ندارم. شهادت مظلومانه: آخرین باری که میخواست عازم سوریه شود گویی به او الهام شده بود که آخرین روزهای عمر خود را می گذراند. همیشه برای چندماه بلیط و گذرنامه تهیه می کرد ولی اینبار با تمام اصرار ما فقط برای یک ماه بلیط گرفت.در زمان رفتن به فرودگاه وقتی از منزل خارج می شدند؛گویی وداع می کردند. هرچندلحظه یکبار باز میگشتند و به ما نگاه می کردند .در سوریه قبل از شهادت یک کاغذ را به عنوان وصیت نامه نوشت و در جیبش گذاشت.چند روز بعد درحالی که ما منتظر بودیم تا تماس بگیرند،خبری از ایشان نشد. اطلاع دادند که ایشان در دفتر مقام معظم رهبری در سوریه مورد حمله قرار گرفته و به قول خود آقای خامنه ایی که فرمودند:«ایشان مظلومانه شهید شدند».به شهادت رسیدند