همسر شهید: در سال ۷۶ با خانوم طلبه زهرا دقیقی ازدواج کردم. ایشان نذر کرده بود که با یک جانباز ۷۰% ازدواج کند. حاصل این ازدواج دو فرزند فاطمه خانوم و آقا محمدجواد است. شاخصه یا خصوصیت اخلاقی خاص ایشان، شیوه ی همسرداری بود. همش دنبال آشتی بین افراد بود، دنبال انس و الفت بود. روحیاتش این چنینی بود. احترام فوق العاده ای برای پدر و مادر قائل بود. پدر و مادر من را بسیار احترام می کرد. با توجه به شرایط جسمی من که منجر به این می شد که چندین بار در بیمارستان بستری شوم؛ همواره همراه من بود. ایشان طلبه بود، حوزه درس خوانده بود؛ اما بعد از آغاز زندگی مشترک حاضر نبود که غیر از بحث شوهرداری به امورات دیگر برسد. هم به خاطر وضعیت جسمی ما و هم تأکید بر تربیت و هدایت بچه ها و مادری کردن. مأموریت جدیدی از طرف بسیج و سپاه در بحث شجره طیبه صالحین، به من تاکید و سفارش شد و من بنا به احساس مسئولیت شدید وارد مجموعه شدم. با توجه به خستگی شدید بیرون، محیط منزل و خانواده و بچه ها را آرام می کرد. شرایط و فضای کاری ایجاب می کرد که گاه من صبح می رفتم بچه ها هنوز از خواب بیدار نشده بودند، شب برمی گشتم بچه ها در خواب بودند. داخل خانه را مهیا می کرد. می گفت: وظیفه ی من این است که بچه ها را خوب تربیت کنم. همه چیز جامعه به زن است. زن می تواند همه چیز را تحت کنترل قرار دهد. زن محل آرامش مرد است. زن مرد را به معراج می فرستد.