همسر شهید اسکندری خاطره ای را نقل می کند و می گوید دو هفته بعد از شهادت همسرم یکی از همکارانش با بنده تماس گرفت و گفت تعدادی از مسئولین کشور برای سفری کاری قصد دارند به ترکیه بروند و قرار است در کنار آن به مسئله تبادل پیکر همسر شما با اسرای داعشی نیز بپردازند. وقتی بچه ها از این ماجرا باخبر شدند، بین خودشان صحبت کردند و گفتند به همکار پدر بگویید ما حاضر نیستیم حتی یک ریال از پول بیت المال برای انتقال پیکر پدرمان به این گروه خبیث و تروریستی داده شود، پدر برای به درک واصل شدن آنها رفته بود و هر گونه کمک مالی و جانی به آنها شریک شدن در جنایت آنها است.
همسر شهید می گوید به لطف خداوند همان سال 93 موفق به دیدار با حضرت آقا شدم و بعد از صحبت با ایشان در انتها، خدمت ایشان جمله بچه ها در خصوص بازگشت پیکر پدرشان را عرض کردم و گفتم اگر خدا بخواهد پیکر برمی گردد و اگر مصلحت باشد برای همیشه مهمان حضرت زینب(س) می مانند. اما کسی که سفرکرده ای دارد همیشه به نوعی چشم انتظاری دارد، ولی ما همیشه می گفتیم اگر خدا بخواهد و این امر را به خدا محول کرده بودیم که اگر شهید دوست داشته باشد برمی گردد، ما هم راضی به رضای خدا بوده و هستیم و هیچ گاه ابراز نارضایتی از بازنگشتن پیکرشان نکردیم و معتقد بودیم اگر دوست داشته باشند خدا پیکرشان را برمی گرداند.