غلامرضا هنگام خداحافظی با خانواده، به برادرش گفته بود این خداحافظی و وداع آخر من است، مطمئن هستم که این دفعه شهید میشوم، انگار که به او وحی رسیده بود.
,
وی در زمینه باز کردن معابر دشمن برای تسهیل ورود رزمندگان اسلام به مواضع نیروهای عراقی، ایثارگرانه شبانهروز و با جان و دل فعالیت کرد و سرانجام در تاریخ ۲۳ دیماه سال ۶۵ در حالی که با هشت نفر از همرزمان خود مشغول خنثیسازی مین بود، ترکش خمپارههای بعثی، وی به همراه پنج نفر دیگر از تخریبچیها را به دیدار معبودشان نائل کرد.
,
جسم پاکش پس از انتقال به شهرستان زرند با تعدادی دیگر از شهدا طی مراسمی تشییع و سپس به زادگاهش انتقال داده و به خاک سپرده شد. پدر و مادر این شهید به دلیل خشکسالی ترک مکان کردند و به روستایی به نزدیک زرند رفتند و شهید را در روستا تنها گذاشتند.