عاشق امام زمان (عج)
سردار زهرابي بهصورت مدام سخنرانيهاي نايب امام زمان- خميني روحالله- را گوش ميداد. هنگامي هم كه جنگ شروع شد اوج دوران عشقبازي او با مراد اصلياش امام زمان(عج) آغاز شد. در يكي از شبها هنگامي كه فرماندهي گروهان به او محول شده بود سر خاكريز رفته و با يكي از نيروهايش در كنار پرچم يا صاحبالزمان(عج) ادركني ميايستد و شروع به سخنراني در خصوص نصرت و ياري حضرت حجت(عج) ميكند. نيروهايش را تشويق به تضرع و مددخواهي از امام زمان(عج) ميكند. به آنها ميگويد: اين پرچم كه ما در مقابل آن ايستادهايم را ميبينيد؟ نيروها جواب ميدهند: بله فرمانده! ادامه ميدهد كه روي پرچم چه چيزي نوشته؟ نيروها جواب ميدهند: يا صاحبالزمان(عج) ادركني! سپس شهيد محمد زهرابي پرچم را ميبوسد و به نيروهايش ميگويد: «اي برادرها! ما بايستي اين پرچم را عالمگير و جهاني كنيم. همچنان كه من در گوشه اين پرچم ايستادهام و دو نفري آن را به اهتزاز درآوردهايم، بايد با كمك هم پرچم يا صاحبالزمان(عج) ادركني را در سرتاسر عالم به اهتزاز درآوريم. بايد ثابت كنيم كه عاشق و آماده سربازي حضرت هستيم تا انشاءالله از زمره منتظران واقعياش محسوب شويم. كمك كنيم هر چه سريعتر زمينهسازي ظهورش فراهم شود.» اين عشق به امام زمان(عج) از تولد شهيد زهرابي در او بود. چون روز ولادتش مصادف با آغاز غيبت كبراي امام زمان (عج) بود. از كودكي با يابنالحسن، يابنالحسن مأنوس بود و زير لب آن را زمزمه ميكرد.