8.95M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
آن روزی که بنا بود پیکر آرمان را داخل قبر بگذارند، امیر عباسی بنا بود او را در قبر بگذارد و تلقین بدهد، به او گفتم کمی آرام‌تر به پشت او بزن، بدن پسرم زخمی و کبود است. بعد او به من گفت خیالت راحت باش، او در بغل امام حسین (ع) است. وی افزود: بعد از چند روز خواهرم (خاله آرمان) خواب می‌بیند که امیر عباسی به او می‌گوید: به مادر آرمان بگو که امام حسین (ع) فرمودند خیالت راحت باشد، آرمان در بغل من بود و آرام او را روی زمین گذاشتم.