السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه.....
گفته بودم که دل یار شکسته نشود از دستم
غفلتم باعث این شد که غریبانه دلش بشکستم
هرچه کردم نشوم علت رنجیدن او باز نشد
بارها من دل زهرایی او را زگناهم خستم
گفتم این بار، که بر نامهی من مینگرد خوشحال است
لیک اشکش به دلم گفت که من رو سیهام، من پستم
قدر یک دوست نشد، حرمت او حفظ شود میدانم
بی خودی آمدم و بر در او توبه و پیمان بستم
هر کجا مد نظر داشت نبودم که کنم یاری او
سر آن سفره که راضی نبود، رفتم و من بنشستم
با همه رو سیهایم، آبرویم را به خدا حفظ نمودی
بارها من به زمین خوردم و آمد بگرفت این دستم
با همه جرم و گناهی که زمن سر زده میداند
به ابوالفضل قسم چشم براه فرج او هستم
(دعا بفرمایید)
https://eitaa.com/joinchat/1943797967C7cf4bb6c3d