مدتي نيز فرمانده بسيج شهرستان "بيرجند" را بر عهده داشت. در جبهه گاهي در لشگر 5 نصر خدمت مي كرد و گاهي در شبهاي عمليات همراه نيروهايي كه آموزش داده بود، شركت داشت. اولين بار پس از پنجاه روز نبرد، از ناحيه دست راست مجروح شد و براي معالجه به مشهد و بيرجند منتقل شد. سپس به خاطر علاقه به فنون نظامي و فرماندهي به تهران رفت و در يكي از پادگانهاي آنجا دوره تخصصي را گذراند و سپس عازم شهرستان بيرجند شد. دومين بار در جبهه كه به عنوان فرمانده گروهان در عمليات والفجر 2 در ارتفاعات كله قندي شركت كرد، از ناحيه كمر و دست چپ مجروح و به بيمارستان منتقل شد. تقوا و اخلاص و مدير بودن او باعث شد تا سردار فاتح كردستان شهيد كاوه، زماني كه به منظور جذب و شناسايي نيروهاي فداكار استان و براي تكميل كادر رزمي لشگر به بيرجند مسافرت كرده بود، درخواست كند كه او را از فرماندهي پايگاه به جبهه اعزام كنند. بنابراين عازم كردستان شد و از طرف شهيد كاوه به فرماندهي گردان امام علي (ع) منصوب شد