هر طلبهای که به خط میآمد، چندساعتی با او خلوت میکرد و به او درس شهادت و زندگی میداد، سه اصل را برای طلبه لازم میدانست؛ اول مطالعه، دوم در دسته خطشکن باشد و سوم همیشه عمامهاش بر سرش باشد؛ یک روز که برای سرکشی به خط رفته بود طلبه جوانی به او گفت: بچهها نق میزنند که سفیدی عمامه استتار ستون را به هم میزند، جواب داد: یک گونی بکِش روی عمامهات اما وقتی به دشمن رسیدی آن را بردار، عراقیها عمامه تو را که ببینند فرار میکنند.