فرازی از وصيتنامه‌ي شهيد سيد محمد خاكساري مقدم بسم الله الرحمن الرحيم « انالله وانااليه راجعون » «اللهم اجعلني من جندك فان جندك هم الغالبون و اجعلني من حزبك فان حزبك هم المفلحون و اجعلني من اوليائك فان اوليائك لاخوف عليهم و لاهم يحزنون» ترجمه: خدايا ما را ازسپاه خود قرارده كه سپاه تو هميشه فاتح و غالبند و مرا از حزب خود مقرر فرما كه حزب تو منحصراً پيوسته پيروزند و مرا از دوستان خود قرارده كه البته دوستان تو (دردوعالم) هميشه ترس و غم و اندوهي در دل ندارند . خواهرم زینب زمان باش. تو رسالت عمیقی به دوش داری و آن حفظ حجاب است، تو باید فرزندانی همچون علی اکبر و علی اصغر تربیت کنی. ازتمام مدرسين واستادان محترم مي‌خواهم كه مرا ببخشندكه در اين مدت نتوانستم شاگردي كوشا باشم ونتوانستم جبران زحمتهاي آنها را بنمايم اميدوارم خداوند به آنها اجر عنايت فرمايد.در پايان از تمامي دوستان و اقوام و همشهريانم مي‌خواهم كه مرا ببخشند و براي من گريه نكنند ،اگر مي‌خواهيدگريه كنيد به دردهاي دل فاطمه (س) گريه كنيد اگر مي‌خواهيد گريه كنيد بر غريبي و تنهايي اباعبد ا... و 72 شهيد صحراي كربلا و علي‌اكبر و علي‌اصغر حسين و بر اسيري زينب گريه كنيد. از شما مردم مي‌خواهم اگر جنازه‌ام به بشرويه حمل گرديد مرا تا محل فاطميه ببريد چون من خدمتگذار فاطمه زهرا (س) و امام حسين (ع) بودم و مي‌خواهم اين جسد ناقابلم يكبار ديگر به خانه حضرت زهرا برده ‌شود. در پايان از خداوند طول عمر و سلامتي كامل را براي رهبركبيرانقلاب اسلامي خواهانم .          خدمتگذاركوچك شما    سيدمحمدخاكساري مقدم 9/11/64