مرحوم میرزا جواد آقا ملکی در جملاتی به نجوا با مولا و صاحبش، امام مهدی(عج) می نشیند و صمیمانه مترنم می گردد که
«سرور من! دوری و جدایی از تو، از همه بلاها سخت تر است... شتاب کن و بیا و بگو دلت چه می خواهد تا من آن را که خشنودی تو در آن است، برگزینم و در پیش گیرم.
سرور من! چون به وصال تو و لذت دیدارت می اندیشم، و در حال و روز کسانی که آن ها را به نزد خود کشاندی و از فضل بی دریغ خود به آنان بخشیدی... می اندیشم، نزدیک است که دلم از حسرت منفجر شود و سینه ام از غیرت از هم شکافته گردد. آه! آه! سرور من! دشواری دوری از شما می کُشدم و امید پیوند با شما، زندگی ام می بخشد».