اول آنکه او الگوئی ممتاز از چریک اسلامی است. پیش از آنکه او قدم در عرصه مبارزه بگذارد، مبارزات مسلحانه و چریکی، از جنبه نظری و عملی منحصر گروه‌های چپ و مارکسیستی بود. فعالیت او و بروز توانایی‌های شگفت و خارق‌العاده‌اش، الگویی از جنگ چریکی بر مدار اندیشه‌های اسلامی را رقم زد و همزمان با او و پس از او بود که عده زیادی وارد این عرصه شدند. دوم آنکه اندرزگو از آنجا که مرتب در تعقیب ساواک بود، برای این که مورد شناسایی قرار نگیرد، با نام‏های مستعار و چهره‌های متفاوت و حتی لهجه‌های گوناگون خودش را معرفی می‌کرد و نشان می‌داد، از جمله اسامی مستعار او دکتر «سید حسین حسینی»، «ابوالقاسم واسعی»، «عبدالکریم سپهرنیا»، «ابوالحسن نحوی»، شیخ عباس تهرانی و «آقای جوادی» بود. برای اینکه لو نرود مرتب محل سکونت خود را تغییر می‌داد؛ لذا او گاهی در تهران، قم و مشهد سکونت داشت؛ و سوم آنکه اندرزگو، نقش مهمی در وارد کردن اسلحه به ایران برای مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی داشت و برای این منظور به کشور‌های دیگری سفر می‏‌کرد.