بوسه باران رهبر انقلاب بر صورت بابا رجب و گفتگوی چند دقیقه ای آنها اوضاع روحی بابا رجب را کاملا متفاوت از گذشته کرد؛ پسر کوچک بابا رجب در بخشی از بازگویی خاطره دیدار پدرش با مقام معظم رهبری گفته بود: "هیچکدام از اعضای خانواده نمیدانستیم که قرار است به دیدار رهبر برویم. به ما گفتند این دیدار با تولیت آستان قدس رضوی است، به تالار آینه که رسیدیم دیدیم برای نماز مغرب و عشا دو ردیف سجاده پهن کردهاند؛ فکر میکردیم قرار است نماز بهامامت تولیت آستان قدس خوانده شود اما با صدای اذان مقام معظم رهبری وارد تالار شدند، اصلاً انتظار روبهرو شدن با چنین صحنهای را نداشتیم اما این افتخار نصیبمان شد تا نمازمان را به ایشان اقتدا کنیم؛ پس از نماز پدرم با مقام معظم رهبری دیداری کوتاه داشتند، پدرم فقط اشک میریختند، ما نیز بهتزده شده بودیم چون واقعاً انتظار روبهرو شدن با مقام معظم رهبری را نداشتیم اما خوشحالیم که سعادت این دیدار هرچند کوتاه نصیبمان شد و پدرم به آرزوی دیرینهاش رسید. مقام معظم رهبری بوسهای بر پیشانی بابا رجب زدند و برادرم چفیه مقام معظم رهبری را برای تبرک از ایشان درخواست کردند و همانجا رهبر انقلاب چفیهشان را به برادرم هدیه دادند؛ هرچند دیدار بسیار کوتاهی بود اما آرزوی پدر و مادرم پس از سالها برآورده شد و این دیدار افتخار بزرگی برای خانواده ماست."