4.06M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
پدر شهید: این جوان وقتی بزرگ شد و به جبهه رفت و فرمانده گردان شد، یک شب جلوی در منزل با دوستش مشغول رسیدگی به کار منطقه بودند، از در که بیرون آمدم و کیسه زباله را دستم دید و یک دفعه آمد و گفت: «من نوکرت هستم، مگر من مرده باشم که شما زباله ها را می برید و آن لحظه توضیح نداد که فرمانده است. مصطفی حرمت خانواده را حفظ می کرد و دست بوس بزرگترهایش بود و این درسی برای نوجوانان وجوانان است.