علي در سال 1352 به دليل لياقت‌ها و دقت‌هايش در کار، براي تکميل تخصص‌هاي توپخانه از طرف ارتش به امريکا اعزام شد تا دوره ی هواسنجي بالستيک را بگذارند. او اين دوره ی آموزشي را در شهر فورت سيل از ايالت اوکلاهما، در منطقه‌اي نظامي، با موفقيت طي کرد. در اين دوره ی فشرده ستوان همچون مبلغي مذهبي به دعوت امريکاييان به اسلام مي‌پرداخت و در مجالس بحث و مناظره ی آنان شرکت مي‌کرد. او در بين آشنايان جديدش به مرد مذهبي مشهور شد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصي جديد و روحيه‌اي بانشاط به ايران مراجعت کرد. ارتش براي استفاده از دانش نظامي ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان -مرکز توپخانه- منتقل کرد. علي در اصفهان با يافتن دوستان جديد مطالعات مذهبي خود را پي گرفت و شخصيت سياسي خويش را در اين دوره قوام بخشيد. او در نامه‌اي که براي سرگرد محمدمهدي کتيبه- يکي از افسران مذهبي- ارسال کرد اين جمله را نوشت: "در مورد برنامه‌هاي مذهبي بحمدالله پيش مي‌رويم مخصوصاً در آن قسمت که مي‌دانيد." اين جمله حساسيت ضداطلاعات را برانگيخت و از آن پس وي تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقيق و مراقبت متوالي، او را "متعصب مذهبي" معرفي کردند و مراقبت از وي را شدت بخشيدند. جالب اين است که هرکس از افسران را به مراقبت وي مي‌گماردند يا تحت تأثير روحيه ی او قرار مي‌گرفت و گزارش مثبت براي او رد مي‌کرد يا صياد را از مراقبت و مأموريت خود خبر مي‌داد و يا از اول با چنين مأموريتي مخالفت مي‌کرد.