ناصر علی الفایز پدربزرگ این کودک شهید که از اهالی شهرک شیعه نشین الاحساء است جنایت بریدن سر نوه اش را چنین تعریف می کند: دخترم در جده کار می کند او به همراه فرزندش زکریا در سفری به شهر مدینه منوره بود . کودک شش ساله اش در نزدیکی یکی از قهوه خانه های راه در جاده شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز در شهر مدینه المنوره خواست مقداری غذا بخورد که ناگهان جنایتکار او را از آغوش مادرش ربود و شیشه یکی از مغازه ها را شکست و این شیشه شکسته را ابزاری برای بریدن سر کودک قرار داد.
این در حالی است که مادرش تلاش می کرد کودکش را از چنگال این جنایتکار نجات دهد و از عابران کمک می خواست اما در نهایت به علت وحشت شدید در اغما فرو رفت زیرا فرزندش را غرق در خون دید. دخترم بر اثر این اغما به بیمارستان منتقل شد به ویژه اینکه او از بیماری قلبی رنج می برد.