مادر برای شهید حمیدرضا خیلی مهم بود
تنها خواهر شهید «حمیدرضا ملاحسنی» می گوید: رضایت مادر برای شهید حمیدرضا خیلی مهم بود؛ وقتی مادر در هوای گرم آشپزی میکرد، شهید با بادبزن سعی میکرد محیط را برای مادر قابل تحمل کند. شهید حمیدرضا بعد از مدتی با جمع کردن پولهای خود، یک دستگاه تهویه هوا برای آشپزخانه گرفت، مادرم به او گفت: «خودمان میخریدیم تو برای چی این کار را کردی؟» پاسخ داد: «مادر! بعداً این را میبینی، یاد من میکنی».
شهید در روزهای دوشنبه و پنجشنبه روزه میگرفت و میگفت: «این روزهها سپری در مقابل آتش جهنم میشود»، کتابهای معاد شهید دستغیب را مطالعه میکرد، قبل از خواب به خواندن سوره واقعه مبادرت میورزید و ما را به آن سفارش میکرد.
حکمتالله ملاحسنی پدر شهید حمیدرضا، پس از جانباز شدن در دوران دفاع مقدس، در معراج شهدا فعالیت میکرد؛ وی به دوستان نزدیک گفته بود: مدیون هستید، اگر جنازه پسر مفقودم رجعت کند ولی نگذارید خودم او را غسل و کفن کنم. وی پس از 12 سال انتظار در سال 74 به رحمت خدا رفت. عفت لهاردی مقدم، مادر شهیدحمیدرضا که فرزندی باتقوا و مخلص را در دامان خود پرورانده بود، در سال 79 و پس از 17 سال چشمانتظاری دعوت حق را لبیک گفت.