سربازى او كه تمام شد به پدرم گفت: «آقاجان دين مى خواهى يا پول؟ اگر دين می خواهى چون اسلام در خطر است از هر دو پسرت بايد دست بكشى چون راه ما راه قرآن و امام حسين(ع) است.» اسودى، بسيار متعبّد بود و صبحها بعد از نماز، زيارت عاشورا و قرآن را مى خواند به نحوى كه همسايه ها مى گفتند خوشا به حال پدر و مادرى كه جوانى مثل او داشته باشند. در مباحثى كه با افراد بدبين به انقلاب داشت كوبنده و مستدلّ به آيات قرآن صحبت مى كرد. او در 1 دى 1360 به عضويت رسمى سپاه پاسداران گنبد در آمد و مسئوليت واحد عمليات سپاه گنبد را به عهده گرفت. همانند چريكى ورزيده هر جا كه نياز به مقابله با دشمن، احساس مى شد سلاح به دوش حضور مى يافت و مايه دلگرمى همرزمانش بود. در 26 خرداد 1351 به جبهه اعزام گرديد و تا 2 مهر 1361 فرماندهى گردان امام حسين(ع) را عهده دار بود.