او بيشتر اوقات، نماز خود را در مسجد مي‌خواند و چون بسيار متواضع بود، هميشه در سلام كردن از ديگران پيشي مي‌گرفت . قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به طور مرتب در تظاهرات و راهپيمايي‌هاي ضد رژيم شاه شركت مي‌نمود و عكس امام (ره)را در بين مردم توزيع مي‌كرد. با شروع جنگ تحميلي، با وجود اينكه در جهاد سازندگي مشغول كار بود، آن را رها كرد و با پافشاري و اصرار فراوان در سال 1361 به جبهه اعزام شد. وي به عضويت گردان امام سجاد (ع) در آمد و يكي از همرزمان من شد. وي همچون ديگر رزمندگان ـ كه آرزوي شركت در عمليات‌ها را داشتند ـ مدام از فرماندهي گردان سؤال مي‌كرد كه عمليات كي شروع مي‌شود؟ تا اينكه بالاخره در تابستان سال 1362 در عمليات رمضان شركت نمود و سرانجام به آرزوي ديرينه‌اش كه همانا شهيد شدن بود، نائل گرديد. روحش شاد و يادش گرامي باد!