وی در سال 1980 برای خدمت سربازی ثبت نام کرد و گویا به تقدیر سرنوشت یا بر حسب اتفاق بود که در طول خدمت از منطقه ای به منطقه دیگر منتقل شده و سرانجام در شهادتگاه خود در شهر خرمشهر آرام گرفت.
سورن پس از احضار به خدمت، دوره آموزشی سربازی را در یکی از پادگان های تهران گذراند، سپس به شیراز، و پس از آن به گیلان غرب و سرانجام به آبادان منتقل شد و در پادگان جبهه دارخوین به خدمت مشغول شد.
او مسوول انبار سلاح های سنگین و تنظیم آنها بود و همزمان با آن فرمانده گروه موشک انداز بود. گفتنی است که سورن علاوه بر این مسوول تقسیم خوراکی دوستان سربازش در سنگرها بود و از این رو دوستانش به شوخی او را «مامان» صدا می زدند.
برخی از دوستان وی می گویند که هنگام تقسیم غذا گاه به او سهمی نمی رسید و خود را تنها با مقداری نان خشک سیر می کرد. او چنین بود که ناگاه گلوله پلید دشمن خرمن زندگی جوان و پرطراوت او را نیز درو کرد و او در 2 مه 1982 (12 اردیبهشت 1361) به افتخار شهادت نایل گشت.