در دوران انقلاب که هر کس دنبال خط بازی سیاسی خودش بود. ایشان تنها یک باورداشت، برایـش فرق نمی کرد که دیـگران چه مـی گویـند.مـی گفت: فقط خط امام، من مطیع محض امام هستم.  من با خدا معامله می کنم عبدالمهدی حتی خواب و خوراکش را هم بر اسـاس تکلیــف انجـام می داد همه می دانستند که این بزرگوار در اشتیاق پیوستن به خطوط مقدم جبهه می سوزد، اما تا زمانیکه تکلیف کرده بودند که نرود، نمی رفت، در تمام این موارد هم خدا را می دید و می گفت : من با خدا معامله می کنم. به جـدم زهـرا، این عبدالـمهدی حسابش  باهـمه فرق می کند  مرحوم آسید کمال موسوی می گفت: من بین علمای زیادی زندگی کردم. کربلا، قم،مشهد،همه جا بودم.عمرم را با مراجع و علما سپری کردم، اما مثل عبدالمهدی ندیدم، حقاً که یکی از بزرگترین و مقبولترین بندگان خداست ...به جـدم زهـرا، این عبدالـمهدی حسابش  باهـمه فرق می کند.