📩 #نامه_ای_که_فرصت_ارسال_نیافت 🌷 سال 62 در عملیات والفجر4 و در ارتفاعات 1904 بر اثر برخورد ترکش به سرش مجروح شد. روزگار جانبازی او از 22سالگی آغاز شد. 🌷 موج انفجار و فشار ترکش به مغزش او را آزار می‌داد. وقت و بی‌وقت تشنج می‌کرد و این تشنج برایش بسیار حادثه آفرین بود. کم‌کم عوارض مجروحیت هم به سراغش آمدند. 👈سمت چپ بدنش لمس شد. 👈چشم چپش را تخلیه کرد، 👈 کامش را از دست داد. 👈لگنش چندین بار عمل شد، 👈کلیه‌هایش را از دست داد، 👈پای راستش از زیر زانو قطع شد و 8 سال دیالیز شد... ❤️ #شهید_محمد_جعفری_منش سا‌ل‌ها آرزوی دیدار و ملاقات با #امام_خامنه‌_ای را داشت. اما به خاطر اوضاع #وخیم_جسمانی نمی‌توانست در دیدارهای عمومی ایشان حضور پیدا کند. 🌷 همسرجانباز می‌گوید: این اواخر خودش هم می‌دانست دیگر زیاد دوام نمی‌آورد. #بی_تاب_دیدن_آقا شده بود. فروردین ماه بود که به ما گفت: "اینطور نمی‌شود. خودم باید یک #نامه برای آقا بنویسم و بگویم که دوست دارم ببینمشان. آقا دست به سر هر کسی که بکشد او آرزویش برآورده می‌شود و حاجتش را می‌گیرد." 🌷اینها را گفت اما دید آن یک #چشمش کم سو شده بود و نمی‌توانست بنویسد. به من گفت و مطالب را برایش نوشتم. از روی نوشته چند کپی تهیه کردیم و اطرافیانی که می‌گفتند ما می‌توانیم حرفتان را به آقا برسانیم نسخه‌های نامه را گرفتند. اما نامه تا زمان شهادت ایشان فرصت ارسال به آقا پیدا نکرد.