شهید غلامعلی رجبی
شاعر و مداحی، الگو و نمونه بود
هنوز هم شعرها و سبک مداحی اش استفاده می شود
او معتقد به گمنامی و دوری از حواشی بود
اگر شعری را می سرود، می داد برای اولین بار دیگران بخوانند
اصلا برایش مهم نبود، سبک و شعرش به نام فرد دیگری مشهور شود
همانطوری که خودش تاکید کرده بود
مداح واقعی باید برای رضای خدا بخواند نه برای تعریف مردم می گفت :
« مداح هر چه بیشتر در خواندن، مردم را نبیند و صرفا ائمه{ع} را در مجلس حاضر و ناظر ببیند و برای خود آنها شعر بخواند حالتش، حالش، تاثیر نَفَسش صد در صد در شنونده، اثر حقیقی می بخشد و اگر برای خوش آمد مردم و غیر خدا، این رشته را ادامه دهد ضرر می کند و تاثیر کلام و نفس را از دست می دهد چه خوب است انسان مداح اهل بیت{ع} باشد و نه تنها زبان بلکه روحش، دل و جان و وجود و تار و پودش »
*غذاي هيئت بايد توسط نوكر امام حسين و با روضه امام حسين (ع) پخته شود
راضي نبود غذاي هيئت حاضري تهيه شود . مي گفت :غذايي كه در ديگ امام حسين توسط نوكر امام حسين و با روضه امام حسين (ع) پخته شود كجا، غذاي حاضري كه معلوم نيست چگونه پخته مي شود كجا ! توجه ايشان به ريزترين مسائل نشان معرفت ايشان بود .
خاطره از خطيب ارجمند ، حاج مهدي توكلي
*هيئت جاي كشتي گرفتن مداحان نيست بلكه محل ادب است
صفات برجسته و ويژه اي داشتند كه نتيجه ي اخلاص ايشان بود . با وجودي كه اهل ذوق واهل فن در ذكر مصيبت اهل بيت (ع) بود ولي در مجالس غالبا مستمع بود. يادم مي آيد يكبار در منزل يكي از دوستان با اصرار صاحب خانه شروع به خواندن كرد اما چون مداح ديگري در آن مجلس جلوه كرده بود سعي كرد خودش جلوه نكند . به خاطر همين به چند بيت اكتفا و دعا كرد.
با وجوديكه با آمادگي كامل به آن مجلس آمده بود . بعد از جلسه صاحب خانه از آقا غلامعلي گلايه كرد كه چرا بيشتر و بهتر از فلاني نخواندي ؟! ايشان گفتند: هيئت جاي كشتي گرفتن مداحان نيست بلكه محل ادب است .
خاطره از مداح اهل بيت ؛ حاج محسن طاهري
*كس ديگري قسط ها را مي دهد
نمي دانم پول ها را از كجا آورده بود. خودش مي گفت :از چند جا وام گرفته ام . به من داد تا بدهم به بچه هايي كه مشكل مالي داشتند . وقتي به ايشان گفتم : اگر وام است پس دفترچه اقساط را هم بده؛ در جوابم خنديد و گفت : ولش كن، كس ديگري قسط ها را مي دهد . ايشان با وجودي كه حقوق معلمي مي گرفت ولي به همه كمك مي كرد .
خاطره از حاج مصطفي خداياري
* از امام رضا (ع) اذن شهادت را گرفتم
نمي دانستم به مشهد آمده . در صحن گوهرشاد او را ديدم . بعد از سلام و احوالپرسي گفت :از امام رضا (ع) انشاء الله اذن شهادت را گرفتم . به او گفتم: فعلا باهات كار داريم ، دعاي عرفه امسال را بايد تو بخواني ...
دو روز مانده به عرفه پيش من آمد و گفت :عملياتي در پيش است .گفتم برنامه عرفه و محرم را چكار مي كني ؟ جواب داد : نمي خواهم از جهاد باز بمانم . احتمالا آخرين عمليات (مرصاد) است . انشاءالله تا محرم مرغ از قفس پريده .
خاطره از حاج شيخ حسين انصاريان