«نیمه شب بود، خودم را به بیمارستان الزاهر درشارع حجون رساندم. پلیس ها بیمارستان را محاصره کرده بودند و من از غفلت آن استفاده کردم و خودم را به پشت دیوارهای بیمارستان رساندم. از دیوار که بالا رفتم، دیدم شانه به شانه هم در حیاط جنازه خوابانده اند. از دیوار دوم که بالا رفتم، ترسیدم و با خود گفتم «نکند پدرم در بین اجساد باشد!؟» دیوار سوم را که بالا رفتم دیدم مرحوم پدرم کنار دیوار خوابیده و صورتش را دیدم. روی پیکر ایشان شما 344 را گذاشته بودند.» این سطرها روایتی از فرزند شهید «حاج رضا محمدزاده» از شهدای حج خونین سال 1366 است که در کمال ناباوری با پیکر بی جان پدر روبرو می شود.