با آقاجانم خیلی راحت بودم. 😊 همیشه با هم صحبت می‌کردیم. هروقت مرا می‌دید، حتی زمانی که ازدواج کرده بودم، مرا محکم در بغل می‌گرفت و می‌بوسید. 😍پدرم همیشه به مادرم می‌گفت: زینب مال من است، اون دو تای دیگر(احمد و زهرا) مال تو، و می‌خندید.😄 نمی دانم؛ شاید چون سرنوشت خودش بیشتر با حضرت زینب(س) گره خورده بود، این را می‌گفت.☝️ وقتی می‌خواست به سوریه برود، به او گفتم: آقاجان، این همه سال رفتی، بس نیست؟ مامان، ما را تنها بزرگ کرد. دیگر بس است. به‌خاطر ما نه، به‌خاطر مامان.😔 پدرم مکثی کرد و گفت: حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) تنهاتر از شما هستند. داستان عاشورا را شنیده‌اید؟ 😭 کربلا می‌دانید کجاست؟😭 و بعد شروع کرد  به روضه‌خواندن ... سردار رشید اسلام 🌺 رزمنده هشت سال دفاع مقدس 🌺 جانشین فرمانده فاطمیون 🌺 شهید مدافع حرم 🌺سید حسین حسینی 🌺 #پدر فاطمیون 🌺