مادر شهید
ثاقب حیدر کربلا
مادر سه دختر و دو پسر هستم. عاقبت بهخیری بچهها برای من و پدرشان خیلی مهم بود. زمانی که ثاقب را باردارشدم، همسرم بسیار به من سفارش میکرد که حواست به لقمهای که میخوری باشد، به حلال بودنش اطمینان پیدا کن، در مجلس غیبت و تهمت ننشین و بدگویی کسی را نکن. تا زمان به دنیا آمدنش من مراقب بودم. دعا و اعمال مستحب زیادی را انجام میدادم. وقتی هم که ثاقب به دنیا آمد، پدرش از من خواست تا آنجا که میتوانم به حسینیه بروم و نوزادم را در حسینیه شیر بدهم. میگفت حضور در حسینیه از لحاظ ایمانی و معنوی به فرزندمان کمک خواهد کرد. امروز که مادر شهید شدهام متوجه سفارشهای همسرم در مورد تربیت ثاقب شدهام. خدا را شاکرم که همه آن ملاحظات و مراقبتها اینگونه ثمر داد. به یاد دارم وقتی ثاقب کودک بود هر روز عصر همه دوستانش را جمع میکرد و دسته عزاداری ابا عبدالله(ع) به راه میانداخت و برای بچهها مداحی میکرد.