همیشه از شهدا و راه آن ها می گفت و پیش از شهادتش بیان می کرد که امسال (سال ۹۴) برای جنوب برنامه دیگری دارد و تصمیم داشت چیزهای ناگفته جدیدی از شهدا بگوید که ناگفته خود نیز به خیل آن ها پیوست. وی هدف از سفر به مناطق عملیاتی را قدردانی از شهدا عنوان و بیان کرد: هشتمین سال است که عازم این مناطق می شوم و هرسال حداقل یکبار از این مناطق بازدید کرده ام و شده سالی سه بار نیز بروم چراکه شهدا بر گردن ما حق دارند و بازدید از مزار آن ها تنها کاری است که می توانم در قدردانی از آن ها انجام دهم. عبدالهی با تاکید به اینکه همه چیز خود را از شهدا دارم و نبوده چیزی از شهدا بخواهم و دست خالی برگردم، یادمان مورد علاقه خود را طلائیه دانست و خاطرنشان کرد: پدرم همیشه به طلائیه ارادت خاصی داشت و حرف های زیادی از شهدا در این منطقه نقل می کرد که حضور در این منطقه، حضور و روایتگری های پدرم را تداعی خواهد کرد. * در یکی از این یادمان ها نقل می کرد که هنگام رفتن به عملیات ها به همراه همرزمانش در یک چادر می خوابیدند و هنگام برگشت از عملیات نمی توانستند وارد چادر شوند چراکه از آن خیل جمعیت تنها چند نفر زنده مانده و شهید نشده بودند که با شهادتش به آرزوی قلبی خود رسید.