همسر شهید 👇 👇 در دوران خدمت خوابی دیده بود که همیشه در خاطرش بود. چون خواب با معنایی بود آنجا برای تعبیرش سؤال کرده بود. خواب دیده بود در جایی شبیه صحرا، یک نفر با لباس سبز ایستاده که از روبه‌رو با لباس‌های سیاه به او حمله می‌کنند. بعدها که لباس‌های داعشی‌ها را دید گفت من همین لباس‌ها را در خواب دیده بودم. بعد وقتی آنها حمله‌ور می‌شوند وحید جلو می‌رود و جان خودش را از دست می‌دهد و نمی‌گذارد آن شخص سبرپوش جانش را از دست بدهد. آن جا تعبیر کرده بودند تو سپر حضرت علی(ع) می‌شوی. در گردانشان هم وقتی نیروها برای استراحت می‌آیند تا با نیروهای جدید جایگزین شوند شخصی کاملاً اتفاقی از بین 100 نفر تسبیحی را گردن همسرم می‌اندازد و می‌گوید این تسبیح برای شهیدی به نام حسین است که برای تبرک به گردن تو می‌اندازم. دوستانش گفته بودند تا آخر شهادت تسبیح همراهش بود و بعد از شهادتش به ما تحویل دادند.