درددل خانواده شهید
طلبه مظلوم همدانی
«پدرم اصلاً جور دیگری شده بود، او به قدری بزرگ بود که دیگر این دنیا جایش نبود. تحمل این دنیا را نداشت و این دنیا برایش خیلی کوچک شده بود... هر جا که میرفت میگفت دلم تنگ است! پدرم اگر شهید و همنشین حضرت علی(ع) و حضرت زهرا (س) نمیشد تعجب میکردیم.» اینها بخشهایی از درددل خانواده شهید طلبه مظلوم همدانی با مردم است که ویدئوی آن در فضای مجازی منتشر شده است.
وقتی حرفهای آنان را میشنوی، تازه متوجه خواهی شد که مردان خدا چگونه «مَحرم» میشوند و «اهل خبر».
پدر شهید: آن روز مدام میگفت «لا اله الا الله»
شهیدم روزه بود
تمام حرف خانواده شهيد طلبه همدانی مصطفی قاسمی در محله معمولی و حاشیه شهر همدان، این است که او «اهل خدا» بود و «مشتاق شهادت». او دائم در نماز بود (الَّذین هم علی صلاتهم دائمون) و «همه جا غیرخدا یار نمیدید». پدر شهید که معتقد است پسرش در راه دین به ارباب بیکفنش آقا امام حسین(ع) پیوسته است، با اشک در چشم و غمی که در صدایش موج میزند، روضه میخواند و میگوید: «وقتی شهید شد روزه بود... وضو گرفته بود که از خانه خارج شود، پسرش از او خواست که نرود. قبلا شهید میگفت وقتی که میخواهی از خانه خارج شوی بگو فالله خیر حافظ و هو ارحم الراحمین ... ولی آن روز که میخواست از خانه خارج شود به جای این آیه مدام میگفت لا اله الا الله».
مادر شهید: پسرم در خون دست و پا زد
و مادر شهید هم که گویی سنگینترین غم دنیا را بر سینه دارد، با صدای جانسوزی میگوید: «پسرم مظلومانه جان داد... پسرم در خون دست و پا زد... دعا میکردم که عاقبت به خیر شود نمیدانستم که اینطور از دستش میدهم.»
از بس که نماز قضا خوانده بود
پوست انگشتهایش رفته بود
دختر شهید میگوید: «پدرم خمس کوچکترین چیزی که وارد خانه میشد را هم داد. اهل رعایت بود. تمام دارایی پدرم کتابهایش بود... در وصیتنامه چند سال پیشش هم نوشته که کتابهایم را بفروشید و خرج خودم بکنید. پدرم دارایی زیادی نداشت و زندگیاش از نماز قضا به دست میآمد.» یکی از اقوام او نیز میگوید آن شهید «از بس که نماز قضا خوانده بود پوست انگشتهایش رفته بود... با روزه قضا گرفتن و نماز قضا خواندن جهیزیه دخترش را جور کرد.»
دختر شهید: شایعهپراکنان را حلال نمیکنیم
تمام اینها به کنار، جایی دختر شهید میگوید: «پدرم زندگی سادهای داشت. شهادت پدرم برای ما افتخار است اما آنهایی که در فضای مجازی به ما تهمت میزنند را حلال نمیکنم. این حرفها و جهاد نکاح که گفتهاند همهاش دروغ است و ما کسانی که این حرفها را زدند حلالشان نمیکنیم... ما از خون شهیدمان نمیگذریم.»
به کدام گناه؟