الحقنی بالصالحین«یرتجی»
در طی مدتی که به عضویت سپاه درآمده بود ماموریتهای زیادی می رفت و بیشتر اوقات در منزل نبود، شهید والا
ماه صفر بود که خبر شهادتش را آورند. چند روز قبلش که صحبت می کردیم، برایم تعریف کرد که خواب دیده در صحن مسجد مقدس جمکران قبر خودش را زیر نور ماه می کند. من از روزی که رفت هر روز آماده شنیدن خبر شهادتش بودم. وقتی خبر را آوردند، اطرافیان خیلی بیشتر از من بی قراری می کردند و ناراحت بودند. اما من آرامش داشتم. آن قدر آرام بودم که دوستانش بدون مقدمه شرح خبر را به من دادند. زمانی که آن ها صحبت می کردند با خودم سوره «والعصر» می خواندم که بتوانم تحمل کنم. حتی دلم می خواست آن لحظه سجده شکر کنم. به خاطر همسرم که بالاخره به آروزی 30 ساله اش رسید. تنهایی خیلی سخت است. اما از او قول گرفته ام که شفاعت مرا در آن دنیا بکند، و با این فکر خودم را آرام می کنم. منتظرم تا روزی که دوباره همدیگر را ملاقات کنیم».