خاطره جناب سرهنگ احمد صادقی در خصوص شهید سید محی الدین احمدی اواسط تابستان سال 1364 بود که ماموریت تامین آتش پشتیبانی بخشی از منطقه عملیاتی بدر به گردان ما محول گردید . به همراه برادران آتشبار سوم گردان 15 قائم ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) تیپ مستقل توپخانه 63 خاتم الانبیاء (ص) در جزیره جنوبی مجنون مستقر شدیم . فرمانده گردان 15 قائم ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )برادری بود به نام رضا اردستانی ، بچه جواد آباد ورامین با قامتی کشیده ، شجاع و متواضع و در نهایت درجه سعه صدر . مسئول آتشبار سوم هم برادری بود به نام ابوالقاسم فاضلی ، اهل دماوند و بسیار در انجام وظیفه جدی و دقیق. موضع جدید مان حدودا 1500 متر مربع بود . از جاده خاکی که وارد موضع آتشبار می شدیم چهار قبضه توپ 130 میلیمتری کره ای به ترتیب از 1 تا 4 بصورت هلالی با فاصله تقریبی 150 متر از همدیگر مستقر شده بود . سنگر استراحت بچه های هرقبضه با فاصله حدودا 70 متر عقب تر پشت همان قبضه قرار داشت . حسینیه آتشبار هم با متراژ 40 تا 50 متر در وسط موقعیت بنا شده بود ، چهار تا سوله را بهم چسبانده بودیم و در ورودی را با جعبه مهمات 130 بصورت ال درست کرده بودیم تا در صورت اصابت گلوله های توپخانه دشمن ترکش وارد حسینیه نشود ، مراسم نماز جماعت ، زیارت عاشورا ، دعای کمیل و .... در حسینیه برگزار می شد . سنگر فرماندهی و سنگر هدایت آتش در ضلع جنوبی حسینیه قرار داشت . سنگر تبلیغات هم نزدیکترین سنگر به حسینیه بود . یک آقا سید بسیجی داشتیم به نام سید کاظمی ،حدودا 26 ساله با چهره نورانی و بشاش که هم پیشنماز بود و هم موذن ، هم برایمان قرآن می خواند و هم احکام می گفت ، هم کمیل می خواند و هم عاشورا ، هم نوحه می خواند و هم مصیبت و ...... موقع اذان صبح ، ظهر و مغرب با بلندگوی دستی اش اذان می گفت . زحمت برگزاری نماز جماعت و مراسمات حسینیه هم به دوش آقا سید بود .