در آن دوران هم با توجه به این که نوجوانی بیش نبود با توان خوب و مسئلیت پذیری که داشت از ابتدای ورود به جبهه مسئولیتهایی را پذیرفت. مدتی به عنوان مربي تاكتيك بودوبعد از آن در آموزش نظامي لشکرمسئلیتی را به عهده گرفت.او در هریک از مسئولیتهایش بهتر و تاثیر گذارتر از مسئولیت دیگر ظاهرشد. محمد 19 ساله بود که معاون فرمانده معاون فرماندهي 154لشکر32انصارالحسین(ع)شد. در این دوران ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. ازدواج نیز نتوانست کوچکترین خللی در اراده ی او برای حضور در جبهه ایجاد کند.همسرش اورا برای حضور در جبهه تشویق می کرد. سال‌ها حضوردر جبهه و جنگ وقبل از آن مبارزه با حکومت طاغوت از او فرماندهی کارآمد ساخته بود اما تقدیر الهی بر این بود کهدر روز بيست و يكم شهريور ماه سال 1365 او در جزيره مجنون به شهادت برسدتا ایران اسلامی از داشتن چنین مرد بزرگی محروم شود. نیمی از قرآن را حفظ بودند و می گفتند برای من که در میدان جنگ هستم و هر لحظه امکان دارد مجروح شوم یا اسیر و یا شهید لذا بهترین مونس من در روی تخت بیمارستان در اسارت و یا در خانه قبر قرآن است. انس و تلاوت قرآن انسان را از آلوده شدن به گناه حفظ می کند. از او فرزندی به نام حمزه به یادگار مانده است.