یزید، به شکرانه قتل فرزند پیامبر(ص)، اقلیت های مذهبی از سایر فرق و ادیان را در محل حکومت خویش در دمشق، جمع کرد.
«ابن یهوذا»رهبر بزرگ یهودیان (راس الجالوت، حبر من احبار الیهود) که به دعوت یزید در مجلس او، شرکت کرده بود، وقتی سر مبارک امام حسین(ع) را در تشت دید،از یزید می پرسد :
اين سر، چيست؟ گفت: سرِ يك شورشى است. گفت: او كيست؟ گفت: حسين است. گفت: پسر چه كسى؟ گفت: پسر على. گفت: مادرش كيست؟ گفت: فاطمه. گفت: فاطمه كيست؟ گفت: دختر محمّد. گفت: همان پيامبرتان؟! گفت: آرى.
رهبر یهودیان، از قتل مظلومانه فرزند پیامبر(ص)، تعجب می کند و خطاب به شامیان و یزید، چنین می گوید که:
بین من و داوود نبی، هفتاد و اندی، نسل فاصله وجود دارد اما با این حال، در دین یهود، مورد تکریم و احترام فراوان هستم.