با شروع عمليات عاشوراي 4، به عنوان قايقران در آن شركت كرد و پس از پايان عمليات، جهت آموزش مربيگري نظامي به تهران اعزام گرديد و به مدت سه ماه اين دوره را نيز با موفّقيت سپري نمود. پس از اتمام دورة مذكور، تنها به مدت 24 ساعت جهت مرخّصي به خانه بازگشت و مجدّداً راهي ميدان‌هاي نبرد حق عليه باطل شد و به عنوان فرماندة گروهان در محور عملياتي درياچة نمك، در عمليات پيروزمندانة والفجــر8 شركت جست. در اين عمليات به محاصرة نيروهاي عراقي درآمد و تا سرحد شهادت پيش رفت اما با رشادت و مردانگي تمام، موفّق شد محاصرة دشمن را شكسته، خود را نجات دهد. شهيد توسّلي، در عرصة جنگ‌هاي دريايي حالا ديگر به تجربيات ارزنده‌اي دست يافته بود لذا به عنوان مربّی، در موضوعاتی چون تاكتيك‌هاي نظامي، تخريب، نقشه‌خواني و قطب‌نما، به آموزش نيروهاي اسلام می‌پرداخت و به آنان اصول و مباني يك جنگ دريايي را می‌آموخت. اندكي بعد از آموزش دادن نيروها، عمليات كربلاي4 آغاز گرديد و شهيد در معیت گروهان ضد زره و با مسئوليت آرپي‌جي‌زن در آن عملیات شركت نمود. او در اين عمليات با شجاعت و مهارت تمام، سنگرها و تانك‌هاي دشمن را منهدم و تجمّعات آنان را تار و مار مي‌كرد؛ تا اينكه در همين عمليات و در منطقة فاو، دچار موج‌گرفتگي ناشي از انفجار خمپاره شد و بر اثر اصابت تركش خمپاره، شديداً مجروح و به بيمارستان شهيد بقايي اهواز منتقل شد و مدتي را جهت مداوا در آنجا گذرانيد. پس از كسب بهبودي نسبي، بار ديگر راهي ميدان‌هاي نبرد شد و به رزم بي‌امان خود، عليه دشمنِ متجاوز ادامه داد. در اواخر شهريورماه 1365 بود كه از جبهه‌هاي جنوب به جزيرة مهم و استراتژيك خارك منتقل گرديد و در آن‌جا به آموزش نيروهاي بسيجي در زمينة جنگ دريايي پرداخت.