10.14M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
‌ ‌یک‌بار هم کاش می‌شد از "دست‌ها" ماجرا را شنید؛ همین دخترانه‌های ظریفِ در تکاپو... دست‌هایی که عهده‌دارِ جنبش‌های جارو می‌شوند تا به تنِ فرش‌ها و لباس مهمان‌ها، گردی ننشیند. دست‌هایی که می‌بَرند و می‌آورند؛ یک فرش خوشبخت را، سینیِ چای را، کودکی گریان را... دست‌هایی که دوست کفش‌ها شده‌اند؛ به برداشتنی، یا جفت‌کردنی، یا پاکیزه‌ساختنی... دست‌های هنرمندِ سازنده‌ی لذتِ دیدنِ نقش‌های خوش‌رنگ، لذتِ تماشای خط‌های دلکش و لذتِ بوییدن عطر نان تازه... یک‌روز هم کاش می‌شد "دست‌ها" راویانِ دقایق خدمت باشند؛ بگویند چند بار در میانه‌ی بارها لمس‌کردنِ اشیای ساکنِ موکب و دست‌های زائران، به‌وضوح حس کرده‌اند که ظاهر ماجرا این‌هاست و باطنش، بارها لمسِ شبکه‌های ضریحِ امامی که دستِ نوازشِ خداست.   ‌ ❇️ @Aqr_Javanan