آسمان تاریک و شهر
باز هم خاکستریست
روی لبهای کسی
طرحی از لبخند نیست
یک طرف افتاده است
کودکی بی دست و پا
آنطرفتر مادری
حرف دارد با خدا
قطره قطره زندگی
میچکد روی زمین
با صدای تانک یا
انفجار بمب و مین
لای لای مادران
گم شده در خواب جنگ
گوش کوچه پر شده
از صدای بنگ بنگ
باز هم دیو بدی
خندهها را خورده است
راز شاد کودکی
در فلسطين مرده است
معصومه مرادی